قرارداد مشارکت در ساخت باید چگونه باشد؟

اگر مالک یک زمین یا ملک قدیمی باشید و سرمایه یا تخصص ساختوساز نداشته باشید، یا اگر سازندهای باشید که دانش فنی و سرمایه اجرای پروژه را دارد اما زمین در اختیار ندارد، معمولاً با یک سؤال اساسی روبهرو میشوید:
همکاری ما باید دقیقاً بر چه اساسی باشد تا هم سودآور و هم کمریسک باشد؟
پاسخ این سؤال، در «قرارداد مشارکت در ساخت» نهفته است. این قرارداد، چارچوبی حقوقی و اجرایی ایجاد میکند که بر اساس آن، مالک و سازنده با تجمیع آوردههای خود (زمین از یک طرف و سرمایه، تخصص و اجرا از طرف دیگر) یک پروژه ساختمانی را بهصورت مشترک پیش میبرند.
تعریف قرارداد مشارکت در ساخت از نظر حقوقی و اجرایی
از نظر حقوقی، قرارداد مشارکت در ساخت یک توافق خصوصی بین مالک زمین و سازنده است که بر اساس اصل آزادی قراردادها تنظیم میشود و در آن، حدود تعهدات، حقوق، سهمالشرکه و مسئولیتهای هر طرف بهطور شفاف مشخص میگردد. این قرارداد معمولاً شامل بندهایی درباره مشخصات ملک، آورده طرفین، درصد مشارکت، زمانبندی ساخت، نحوه انتقال سند، ضمانت اجرا و روش حل اختلاف است.
از نظر اجرایی، این قرارداد صرفاً یک متن حقوقی روی کاغذ نیست؛ بلکه نقشه راه کل پروژه ساختمانی محسوب میشود. از لحظه تحویل ملک به سازنده تا پایان ساخت، تحویل واحدها و انتقال رسمی مالکیت، تمام مراحل باید بر اساس مفاد همین قرارداد پیش برود. به همین دلیل، قرارداد مشارکت در ساخت باید بهگونهای تنظیم شود که هم واقعیتهای فنی ساختوساز را پوشش دهد و هم از نظر حقوقی قابل دفاع باشد. در واقع، پاسخ عملی به این سؤال که قرارداد مشارکت در ساخت باید چگونه باشد، دقیقاً در همین توازن میان حقوق و اجرا معنا پیدا میکند.
مزایای مشارکت در ساخت برای مالک
برای مالک، مهمترین مزیت قرارداد مشارکت در ساخت این است که بدون صرف هزینه ساخت، ارزش ملک خود را چند برابر میکند. بهجای فروش زمین در شرایط نامطمئن بازار، مالک میتواند پس از پایان پروژه، صاحب چند واحد نوساز شود که هم قابلیت سکونت دارند و هم ارزش سرمایهای بالاتری نسبت به زمین خام یا ساختمان فرسوده اولیه خواهند داشت.
از منظر ریسک نیز، مالک با انتقال مسئولیت اجرا، مدیریت پروژه و هزینههای ساخت به سازنده، خود را از بسیاری از دغدغههای فنی و اجرایی دور میکند. البته این مزیت تنها زمانی محقق میشود که سهمالشرکه، تعهدات سازنده، زمانبندی ساخت و ضمانتهای اجرایی بهصورت شفاف در قرارداد مشخص شده باشند. در غیر این صورت، همین مزیت میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود.

مزایای مشارکت در ساخت برای سازنده
برای سازنده، مشارکت در ساخت فرصتی است برای ورود به پروژهای سودآور بدون نیاز به خرید زمین، که معمولاً بیشترین بخش سرمایه اولیه را میبلعد. در قالب قرارداد مشارکت در ساخت، سازنده سرمایه، تخصص فنی و مدیریت پروژه را وارد میکند و در ازای آن، در مالکیت واحدهای نهایی شریک میشود.
این مدل، انعطافپذیری بالایی برای سازنده ایجاد میکند؛ زیرا سود او مستقیماً به کیفیت اجرا، مدیریت زمان و کنترل هزینهها وابسته است. هرچه پروژه دقیقتر و حرفهایتر اجرا شود، سهم سازنده نیز ارزشمندتر خواهد بود. البته این مزیت در صورتی معنا دارد که قرارداد، حدود تعهدات، نحوه انتقال سهم و شرایط فسخ را بهروشنی مشخص کرده باشد تا ریسکهای حقوقی پروژه به حداقل برسد.
چه زمانی مشارکت در ساخت انتخاب درستی نیست؟
با وجود تمام مزایا، مشارکت در ساخت همیشه بهترین گزینه نیست. اگر ملک از نظر موقعیت، متراژ یا کاربری توجیه اقتصادی نداشته باشد، ورود به چنین قراردادی میتواند زمان و سرمایه طرفین را قفل کند. همچنین در شرایطی که یکی از طرفین بهدنبال کنترل کامل پروژه است و تمایلی به شراکت واقعی ندارد، مشارکت در ساخت معمولاً به اختلاف ختم میشود.
نبود شفافیت در ارزشگذاری ملک، ناهماهنگی در انتظارات طرفین، یا تنظیم قراردادهای کلی و غیرحرفهای، از دیگر عواملی هستند که میتوانند این مدل همکاری را به یک تصمیم اشتباه تبدیل کنند. بنابراین پیش از انتخاب این مسیر، باید واقعبینانه بررسی کرد که آیا شرایط پروژه و طرفین، با منطق مشارکت همخوانی دارد یا خیر.

انواع قرارداد مشارکت در ساخت
همه قراردادهای مشارکت در ساخت ساختار یکسانی ندارند. بسته به میزان اعتماد، توان مالی، شرایط ملک و استراتژی طرفین، شکل همکاری میتواند متفاوت باشد. شناخت انواع قرارداد مشارکت در ساخت کمک میکند مدلی انتخاب شود که بیشترین تناسب را با شرایط پروژه داشته باشد و ریسکهای احتمالی را کاهش دهد.
سازنده تأمینکننده هزینه و اجرا
در این مدل، سازنده تمام هزینههای ساخت، مجوزها و اجرای پروژه را بر عهده میگیرد و مالک، زمین یا ملک را بهعنوان آورده وارد مشارکت میکند. پس از اتمام پروژه، واحدها بر اساس درصد توافقشده میان طرفین تقسیم میشود.
این نوع قرارداد برای پروژههایی مناسب است که مالک تمایلی به درگیر شدن با هزینهها و فرآیند ساخت ندارد. در عوض، سازنده باید از نظر مالی و اجرایی توانمند باشد، زیرا بیشترین ریسک نقدینگی در این مدل متوجه اوست.
قرارداد مرحلهای و انتقال تدریجی سهم
در قراردادهای مرحلهای، انتقال سهم مالک یا سازنده بهصورت تدریجی و همزمان با پیشرفت پروژه انجام میشود. بهعنوان مثال، پس از پایان اسکلت، سفتکاری یا نازککاری، بخشی از سهم منتقل میگردد.
این مدل در قرارداد مشارکت در ساخت معمولاً برای کاهش ریسک طرفین استفاده میشود. مالک اطمینان بیشتری نسبت به پیشرفت واقعی پروژه دارد و سازنده نیز انگیزه بالاتری برای رعایت زمانبندی و کیفیت اجرا پیدا میکند. البته تنظیم دقیق مراحل و شروط انتقال سهم در این نوع قرارداد حیاتی است.
مشارکت با وکالت بلاعزل
در این حالت، مالک برای تسهیل امور اداری و اجرایی، وکالت بلاعزل در ساخت و بعضاً انتقال سند را به سازنده میدهد. این مدل سرعت اجرای پروژه را افزایش میدهد، اما در عین حال ریسک حقوقی بالاتری دارد.
به همین دلیل، مشارکت با وکالت بلاعزل فقط زمانی توصیه میشود که قرارداد بهطور دقیق تنظیم شده باشد و ضمانتهای کافی برای حفظ حقوق مالک پیشبینی شده باشد. بدون این ملاحظات، این نوع قرارداد میتواند منجر به اختلافات جدی شود.

مفاد ضروری قرارداد مشارکت در ساخت
موفقیت یا شکست یک پروژه مشارکتی، بیش از هر چیز به کیفیت تنظیم قرارداد وابسته است. بسیاری از اختلافات زمانی شکل میگیرند که مفاد قرارداد کلی، مبهم یا ناقص باشند. به همین دلیل، توجه به جزئیات در قرارداد مشارکت در ساخت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
مشخصات کامل طرفین قرارداد
در ابتدای قرارداد باید مشخصات کامل طرفین، شامل نام و نام خانوادگی، کد ملی، نشانی دقیق و اهلیت قانونی آنها بهروشنی درج شود. این اطلاعات پایه حقوقی قرارداد را تشکیل میدهد و از بروز مشکلات بعدی در شناسایی طرفین جلوگیری میکند.
موضوع قرارداد و مشخصات دقیق ملک
موضوع قرارداد باید دقیق و بدون ابهام باشد. مشخصات ملک شامل پلاک ثبتی، موقعیت جغرافیایی، کاربری و وضعیت ثبتی باید بهطور کامل ذکر شود. هرگونه ابهام در این بخش میتواند در مراحل بعدی پروژه، مانع صدور مجوز یا انتقال سند شود.
ارزش ملک و روش ارزیابی (کارشناس رسمی)
ارزشگذاری ملک، پایه تعیین سهمالشرکه است. استفاده از نظر کارشناس رسمی، بهویژه در پروژههای بزرگ، از اختلافات آینده جلوگیری میکند. در قرارداد مشارکت در ساخت باید روش ارزیابی، زمان آن و مرجع کارشناسی بهطور شفاف مشخص شده باشد.
مشخصات فنی ساختمان نوساز
یکی از بخشهایی که اغلب نادیده گرفته میشود، مشخصات فنی ساختمان است. تعداد طبقات، متراژ واحدها، پارکینگ، انباری، نوع مصالح، اسکلت و تأسیسات باید بهصورت دقیق در قرارداد قید شود تا کیفیت نهایی پروژه قابل کنترل و قابل مطالبه باشد.
آورده طرفین و سهمالشرکه
در نهایت، باید بهطور شفاف مشخص شود که آورده هر طرف چیست و سهمالشرکه چگونه محاسبه میشود. درصد مشارکت، تعداد واحدهای متعلق به هر طرف و نحوه تقسیم آنها باید بدون تفسیرپذیری در متن قرارداد مشارکت در ساخت درج شود. این بخش، ستون فقرات قرارداد است و هرگونه ابهام در آن، زمینهساز اختلافات جدی خواهد بود.

بندهای مهمی که اغلب فراموش میشوند.
بخش قابلتوجهی از اختلافات پروژههای مشارکتی، نه بهدلیل اصل همکاری، بلکه بهخاطر بندهایی است که یا اصلاً در قرارداد نیامدهاند یا بسیار کلی و مبهم نوشته شدهاند. قرارداد مشارکت در ساخت زمانی میتواند نقش محافظ حقوقی و اقتصادی طرفین را ایفا کند که علاوه بر مفاد اصلی، به شرایط خاص و سناریوهای کمتر دیدهشده نیز توجه شود.
بند فورس ماژور و شرایط خاص
فورس ماژور به رویدادهایی گفته میشود که خارج از اراده طرفین هستند و اجرای تعهدات را موقتاً یا دائماً غیرممکن میکنند؛ مانند زلزله، سیل، آتشسوزی گسترده یا تغییرات ناگهانی و الزامآور قانونی. در بسیاری از قراردادها، این بند یا حذف میشود یا بهصورت کلی ذکر میگردد، در حالی که نبود تعریف دقیق آن میتواند پروژه را در شرایط بحرانی بلاتکلیف کند.
در قرارداد مشارکت در ساخت باید بهروشنی مشخص شود که در صورت وقوع فورس ماژور، تعهدات طرفین چگونه تعدیل میشود، مدت قرارداد چه تغییری میکند و مسئولیت هزینههای ناشی از توقف پروژه بر عهده چه کسی است. این شفافیت، از اختلافات پرهزینه در شرایط بحرانی جلوگیری میکند.
بیمه پروژه و تضمین کیفیت مصالح
یکی از بندهایی که اغلب نادیده گرفته میشود، موضوع بیمه پروژه است. حوادث کارگاهی، خسارت به ساختمانهای مجاور یا آسیب به نیروی انسانی، ریسکهایی هستند که در هر پروژه ساختمانی وجود دارند. در قرارداد مشارکت در ساخت باید نوع بیمه، مدت اعتبار آن و مسئول پرداخت حق بیمه مشخص شود.
علاوه بر بیمه، تضمین کیفیت مصالح و اجرای صحیح نیز اهمیت زیادی دارد. تعیین مشخصات فنی مصالح و الزام سازنده به رعایت آنها، به مالک این امکان را میدهد که کیفیت نهایی پروژه را مطالبه کند و از افت ارزش ساختمان جلوگیری شود.
تغییر قیمت مصالح و تورم
نوسان قیمت مصالح ساختمانی یکی از واقعیتهای بازار ساختوساز است. اگر در قرارداد مشارکت در ساخت تکلیف این موضوع روشن نشده باشد، افزایش ناگهانی هزینهها میتواند منجر به توقف پروژه یا مطالبه سهم بیشتر از سوی سازنده شود.
پیشبینی سازوکار مشخص برای مدیریت افزایش قیمت مصالح، مانند تعیین سقف تعدیل یا روش بازنگری سهمالشرکه، به طرفین کمک میکند با واقعبینی بیشتری وارد همکاری شوند و از اختلافات مالی جلوگیری گردد.
تغییر مقررات شهرداری و نظام مهندسی
تغییر ضوابط شهرداری یا مقررات نظام مهندسی، موضوعی است که مستقیماً بر تعداد طبقات، متراژ مفید و حتی کاربری پروژه تأثیر میگذارد. در قرارداد مشارکت در ساخت باید مشخص شود که در صورت بروز چنین تغییراتی، مسئولیت تبعات آن بر عهده چه کسی است و آیا قرارداد قابل تعدیل خواهد بود یا خیر.
نادیده گرفتن این بند، یکی از دلایل اصلی اختلاف در پروژههایی است که در میانه راه با تغییر مقررات مواجه میشوند.



